حکمتی در کارست

مهربان


سبد معذرتم را بپذیر ؛


کودکی هستم شوخ خانه ام در ته بن بست فراموشی یک زوج


قدیمی مانده


خانه دل اما ، جای بکریست هنوز ،


پر سبزینه و ریحان و غزل ،


پر تکرار گیاهان نمو ،


پر ابیات ملون شده در خمره عشق ،


پر انوار خدا.


داخل خانه دل ؛


جای جمعیت هرجائی نیست کل دارائی من تازگی دلکده است


من به دل راز رسیدن دارم ،


من به دل ثروت هنگفت عدالت دارم ،


خوب می فهمم اگر در باران ،


چتر خود را به کسی بخشیدم؛


توشه رفتنم از لطف خدا آکنده ست


خوب میدانم اگر جای توپیشم خالیست ؛


حکمتی در کارست

/ 0 نظر / 22 بازدید