کفر یا تردید ؟!

زندگی کردن من مردن تدریجی بود

آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردند

تمام گفتار وکردار مارابرمبنایی ناشناخته و جزا وپاداشی دست نیافتنی به نام بهشت وجهنم می سنجند و البته بهشت وجهنمی که منطبق بر خواسته ها ومنافع ایشان باشد نه بهشتی که پاداشی شیرین در ازای یک عمر سختی و مرارت و تنگدستی و..... باشد.

یک عمر انجام نماز و روزه و انواع واجبات و مستحبات و .....در آخر پس از 70 -80 سال عبادت هیچ تفاوتی احساس نمیشود بانماز روز اول ! این بود بندگی؟!

نمیدانم آیا خداهم به این روز مره گی بنده اش راضی است ؟ هرروز نمازی تکرار محض عادات روزهای گذشته و زمزمه کلماتی که پس از سالها هنوز معنی ومفهوم آنها را نمیدانیم وطوطی وار میگوییم سبحان الله ... .

ازخدا چه فهمیدیم ؟ حاصل زندگی و عبادت چیست؟

آیا حاصل یک عمر عبادت ما بهشت است که در آن وارد شویم و میوه بخوریم و آب گوارا بنوشیم وعیاشی کنیم و حور وپری زیارت کنیم ؟؟  و تا کی ؟ تابینهایت هرروز بخوریم و...؟؟؟ واقعا ارزش انسان فقط دراین حداست یا بهشت و جهنمی که به ما گفته اند درو غ است ویا توصیف آنها از بهشت وجهنم اشتباه بوده ؟

خودمان را با سخت ترین اتصالات گره زده ایم به اینکه نمازمان چنددقیقه دیر وزود نشود وروزه مان چندروز بالا و پایین نشود و در نهایت هیچ ازخدا نفمیم جز تشنگی وگرسنگی ؟آیا نماز رابرای خدامیخواهیم و خدارابرای خودمان یا اینکه خدا رابرای نماز ؟

بهشت چیست وکجاست ؟ آیا جایی ست پر آب و علف ومنظره و باغهای میوه و حوروپری بالباسهای ابریشمی ؟ و جهنم آتشی است از خود آتش داغ تر ؟

ما راازچه می ترسانند وبه چه وعده میدهند ؟ آیا پاداش پرستش خدایی با آنهمه عظمت ، فقط باغ و میوه و عسل و پری ست ؟

ای کا ش میتوانستم روی شانه های خویش بنشانم این خلق بیشمار را ، دور حباب خاک بگردانم تابا دوچشم خویش ببینند خورشیدشان کجاست و باورم کنند ! ایکاش میتوانستم!!

 به خدا قسم که   خدا هست ! بهشت هست ! جهنم و دوزخ وبرزخ وقیامت هم هست اما نه آنطور که به ما گفته اند و میگویند و ما تصور میکنم .

خودمان را در چهارچوب باید ونبایدها ساختگی وپوچ وخیالی قصه ها و روایات حبس نکنیم و بزرگترین دغدغه ذهن بیچاره مان این نباشد که اگر چند دقیقه دیرترنماز بخوانم چه میشودواگرروزه بودم وآب خوردم چه میشود ؟!

به این بیاندیشیم که تمام واجبات و مستحبات فقط وسیله اند برای رسیدن به کمال انسانیت و خود شناسی وخدا شناسی .این وسایل نباید وسیله ای باشند که فقط هرروز آنهارانکرارمیکنیم اما عقب ترازدیروز جامیمانیم بلکه باید پله ای باشندبرای رسیدن به معبود و وقتیکه رسیدیم فقط به خدا  بیاندیشیم نه به تکرار پله ها !

افسو س !

نه خدا ونه شیطان !

سرنوشت تو را بتی رقم میزد که دیگران می پرستیدند !

             بتی که دیگرانش می پرستیدندش !!

           و خدایی دیگرگونه اغاز کردم

(برای او که قول داده بود اگر قسمتمان بهشت نشد لااقل جهنم منتظرم بماند !  )

/ 0 نظر / 16 بازدید