سجاد قنبری عدیوی

... جایی برای اندکی تأ مل و تنهایی

 در سکوت شب من ،

ناگهان حادثه ای...

ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...

من تو را کم داشتم

 

در سکوت شب من ،

آسمان حرفی زد...

و غزل شعری شد...



در سکوت شب من،

موج گیسوی تو آرام نداشت

برق چشمان تو پیغام نداشت...

چه سرابی دارم

که امیدم به نگاهت...

سالها یخ زده است...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ توسط سجاد قنبری عدیوی نظرات () |

Design By : Mihantheme